طفلکی ها حتما فکر هم می کنن نذرشون قبول شده!

توی باشگاه بودم. یکی از خانومهای خیلی با کلاس و چیتان پیتان کلاس، از اینهایی که موهای شرابی دارن با مش صورتی و به اندازه یک عروس کامل آرایش می کنن تا برن ایروبیک! و رنگ لاکشون با بندهای کفششون سته! داشت تردمیل و الپتیکال رو قسم می داد! و به این دستگاه حرارت و ماساژ دخیل بسته بود که به قول خودش "دنبه های! شکم و پهلوش" رو آب کنه. من کنارش ایستاده بودم و صدای صحبتش رو با دوستش می شنیدم:

"آره! اینجا سر کوچه ما هر شب غذا می دن. اون عدس پلوشو که برات تعریف کردم، جات خالی پر ملاااات! خیلی عالی بود. دیشب هم خونه بودیم، شاممون رو هم خورده بودیم، جمع کرده بودیم. گفتم برم ببینم امشب چی میدن. آخه مال اینها دیر تموم میشه، ساعت ده شام میدن. رفتم دیدم لوبیا پلوئه. چه بو و برنگی هم داشت! منهم رفتم تو صف. ده پرس هم می خواستی می داد. اما من همون چهار پرس گرفتم. برای شاهین دو پرس گرفتم، گفتم لوبیاپلو دوست داره، شاید بیشتر بخوره. مردم هول میزدن، خب بابا می خواین چیکار؟ مگه ترکیدین؟ خلاصه گرفتم اومدم خونه، تا سالاد درست کردم و اینها، آخه دیدم لوبیاپلو با سالاد شیرازی می چسبه. تا خوردیم و جمع کردیم ساعت شد یازدهو نیم. اما عجب لوبیاپلویی بود، پر گوشت! خوش رنگ ...(من تا اینجای کار فکر می کردم داره در مورد یک رستورانی چیزی حرف میزنه!)  آره، من که هیچ وقت هیئت و اینهاشون نمی رم، چیه بابا؟ اعتقاد ندارم به این مسخره بازیا. همه ش دکون این آخو.نداس! اما این غذاشون خیلی خوب بود. من که یه پرس کامل خوردم. با اینکه شام هم خورده بودما. اصلا نمی دونم چرا سیر نمی شدم. حالا از امشب فکر کنم خورشتاشون شروع بشه. نمی دونم قورمه سبزی هم میدن یا نه؟ کی سبزی شو سرخ می کنه حالا؟!"

من دیگه رفتم و بقیه حرفهاشون رو نشنیدم. اما ... سوالی که برام پیش اومد اینه که: فلسفه این نذری دادن واقعا چیه؟ اینهمه پولی که خرج می شه، آیا واقعا در جای خودش خرج می شه؟ یعنی واقعا از این خانوم مستحق تر توی این شهر نیست که بشه بهش نذری داد؟ کسی که خودش یه دور غذا خورده، به امام حسین و هیئت و عزاداری هم هیچ اعتقادی نداره، فقط چون مفته! میاد یه غذایی می گیره، بعد هم فرداش میاد کلی انرژی صرف می کنه که همون غذا رو بسوزونه! که لاغر شه!!

کاش یه کمی بیشتر حواس مون باشه!

/ 15 نظر / 73 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

ای داد بیداد[اوه]

maneli

khanoomi khoobi? kam peydaee

وحید

چیزی نیست جز حرف دلی که سکوتی سنگین داره ... نه در این مطلب ، که سالهاست همراه من است !!!

مهربانو

عزیزم دیشب جوابت رو خیلی مفصل دادم و پیغام داد که برای ودیر وبلاگ ارسال شد... کامنتم رو ندیدی؟؟!!! حالا بطور خلاصه میگم جایی که ما برف بازی کردیم 20 دقیقه پیاده روی داره و اصلا با بچه کوچیک صلاح نیست .. بهتره بری آبعلی که بازی کنار جاده ست تقریبا و نوبتی میتونید مواظب پسر کوچولوت باشید . رامونا جانم رو ببوس عزیز

زهرا

ای بابا کجایی یه مطلب جدید بنویس روز عیدی

محیا

خوبین؟کجایین؟

ساناز

کجایی عزیزم چرا دیگه نمی نویسی...اگه جای دیگه ای شروع کردی بگو خوبببب[چشمک]

مهربانو

عزیزم سلام امیدوارم خوب خوب باشی دخت گلت چطوره؟ببوسش از قول من قربونت برم اسم من دریا مهاجرانی ه خود منم همکارم بنام خانم نوروزی فرد معرفی کرده .. هرکدوم رو بگی خوبه بگو دریا پیشتون ایمپلنت کرده بازم کاری داشتی بهم بگو [ماچ]

mahya

man hamchenan peygirane miam inja o shoma neminvisi :(