آن شب قدری که گويند اهل خلوت امشب است
ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٤ 

ای رب من٬ ای رب من. من تو را به تو شناختم و تو مرا بر وجود خود دلالت فرمودی و به سوی خود خواندی و اگر تونبودی من نمی دانستم تو چیستی. ستایش خدا را که او را می خوانم و او اجابت می کند٬ هرچند وقتی که او مرا می خواند کندی و کاهلی می کنم. ستایش خدای را که چون از او چیزی درخواست کنم٬ به من عطا می کند٬ هرچند هنگامی که او از من قرض می خواهد (صدقه و ذکات) من بخل می ورزم. ستایش خدای را که برای هر حاجتی هرگاه او را خواستم ندا خواهم کرد و هر وقتی برای راز و نیاز با او خلوت توانم کرد و بدون هیچ واسطه و شفیع حاجتم را روا می سازد. سپاس خدای را که تنها او را به دعا می خوانم نه غیر او را و اگر از غیر او حاجت می خواستم٬ درخواستم را اجابت نمی کرد. سپاس خدایی را که به او چشم امید دارم نه به غیر از او٬ واگر به غیرش امید می داشتم مرا نا امید می کرد. ستایش خدایی را که کار مرا به حضرتش وا گذاشت و گرامیم داشت و بغیرش وانگذاشت تا خوارم گرداند. ستایش خدای را که با اظهار کمال دوستی فرمود با آنکه از من بی نیاز بود و سپاس خدای را که از خطا و گناهانم حلم و بردباری کرد٬ چنانکه گویی از من گناهی سر نزده است.

...

ای مولای من. این از صفاتت نیست و شایسته ذاتت نخواهد بود که بندگان را امر به سوال کنی و چون سوال کنند عطای خود را از آنها دریغ داری و حال آنکه تو را بر اهل مملکتت عطاهای بیشمار است و به واسطه رافت و محبتت به خلق به آنها پی در پی خواهد بود.

...

ای سید من٬ تو را می خوانم با زبانی که از فرط گناه لال گردیده. ای پروردگارم با تو راز و نیاز می کنم با دلی که از کثرت جرم و خطا به وادی هلاکت در افتاده. ای خدا تو را می خوانم با دلی که هراسان و ترسان است از قهر تو و مشتاق و امیدوار به کرم تو. چون به گناهان خود ای مولای من می نگرم٬ زار می گریم و چون به کرم و احسان بی پایان تو نظر می کنم طمع بسته و امیدوار می گردم. پس اگر مرا ببخشی رواست که تو بهترین مهربانانی و اگر عذاب کنی ستم نکرده ای.

...

ای پروردگار من کردار زشتم در پرده دار و از گناهانم به بزرگواری ذاتت در گذر که اگر بر گناهانم غیر از تو آگاه می شد٬ البته آن گنه نمی کردم و اگر از تعجیل می ترسیدم از خطا اجتناب می کردم. نه از این رو که در نظرم تو از دیگران بی قدر و اهمیت تری٬ بلکه بدین سبب که تو بهترین ستاران و پرده پوشانی و نیکو ترین حکم فرمایان. ای خدای من٬ حلم بی پایانت مرا بر معصیت تو وادار می کند و جرات می دهد و پرده پوشی و ستاریت به بی شرم و حیایی ام می خواند و امیدم به رحمت بی انتهایت و عفو بی حسابت مرا جسور کرده و برآنچه حرام کردی می گمارد.

 

فراز هایی از ترجمه دعای ابوحمزه ثمالی. ترجمه استاد الهی قمشه ای.

التماس دعا.


کلمات کلیدی: