تولد نی نی
ساعت ۸:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/٢۳ 

بالاخره اون روز موعود رسید، بعد از نه ماه انتظار کشیدن و تحمل کردن، بالاخره نی نی مون به دنیا اومد. یک پسر کپل خوشگل که هنوز نیومده دل خاله و همه دور و بری هاش رو برده.

خدا رو شکر هم نی نی و هم خواهر خانومی هر دو سالم و سر حالن و همه چیزشون نرمال و طبیعیه. اسم نی نی هم بالاخره در دقیقه ۹۰  انتخاب شد! "پارسا" امیدوارم وقتی بزرگ شد اسمش رو دوست داشته باشه.

شکلش هنوز معلوم نیست به کی رفته، اما من که می گم لب هاش شکل مامانشه. باریک و سرخ و خوشگل با یک دالبر کوچولو بالاش. تا اینجا که خدا رو شکر پسر خیلی خوبیه. نه بیخودی گریه می کنه نه بدقلقی می کنه و نه لازمه که برای شیر خوردنش کسی زحمتی بکشه. از همون ساعتهای اول تولد خودش مثل پسرهای خوب شروع کرد به شیر خوردن، بدون هیچ کلنجار رفتنی. به نظرم این خودش یک امتیاز بزرگه.

نمی دونین چقدر عاشقشم!

خواهر خانومی هنوز خیلی درد داره. هر بار که ناله می کنه یا درد میکشه، قلب من از جا در میاد و اشک توی چشمام جمع می شه. کاش یه روشی برای زایمان پیدا بشه که این همه درد نداشته باشه.

من باز هم دارم می رم خونه مامان اینها، آخه نی نی و مامانش اونجا مستقرن. از اظهار لطف و احوال پرسی های همه دوستان هم خیلی ممنون. امیدوارم همگی شاد و خوشحال باشین و زندگیتون پر از خبرهای خوب.

باز هم براتون ازپارسا می نویسم.

 


کلمات کلیدی: