عيد اومده دوباره!
ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/٢٧ 

دوستان عزيز٬ خوانندگان گرامی!

اين آخرين باری ست که در سال ۸۴ صدای رامونا خانوم رو می شنويد. ديگه وبلاگ تعطيل تا سال ديگه.

بالاخره خونه کوچيک من و ممول هم تکانيده شد. انقدر مرتب و خوشگل شده که ديگه دلمون نمياد توش غذا درست کنيم يا دستشويی بريم٬ نکنه که کثيف بشه! واقعا اين رسم خونه تکونی خيلی رسم به جا و خوبيه. مخصوصا برای خانوم های کارمند.

ديوارهای خونه ما که انقدر کثيف و دوده گرفته بود که از کارگری که اومده بود کمک خجالت می کشيدم!! لابد فکر کرده ما هر شب توی اين خونه بساط منقل و ... راه می اندازيم!! اما هر جور بود با کمک ممول تمام کارهای خونه رو تا جمعه ظهر تموم کرديم و بعد از ظهرش هم رفتيم الواطی! حسابی خوش گذشت. خيال راحت٬ خونه تميز٬ بدون نگرانی و دلشوره٬ همه کارها انجام شده و از همه مهم تر ذوق داشتن برای دو هفته تعطيلی. واقعا چسبيد.

امروز هم از صبح دارم وسايل رو جمع و جور می کنم برای يک سفر عالی يک هفته ای. به به! اميدوارم به خودم و همه کسان ديگه ای که به سفر می رن خوش بگذره و سلامت برن و برگردن. اونهايی هم که تهران می مونن از خلوتی و ديد و بازديد لذت ببرن.

سال ۸۴ هم تموم شد. با همه خوبی ها و بديهاش. برای من در کل سال بدی نبود. درسته که مامان بزرگ عزيزم رو در اين سال از دست داديم و برای مريضی بابا خيلی حرص و جوش خورديم٬ اما يک هديه شيرين هم از خدا گرفتيم که ديگه چيز زيادی به دنيا اومدنش نمونده. ديگه اينکه امسال موفق شديم ماشين بخريم:) که خودش به نظرم يک پيشرفت بزرگه. از نظر کاری هم سال نسبتا خوبی داشتم و به موفقيتهايی رسيدم.

اما متاسفم که نمی تونم بگم برای کشورم هم سال خوبی بوده.

از صميم قلبم آرزو می کنم سال جديد برای همه مردم ايران سال خوب و دلنشينی باشه و سال ديگه اين موقع همه بتونن بگن که سال خوبی رو پشت سر گذاشتن.

عيد همگی مبارک.

روزها و شبهای خوشی داشته باشين.

تا بعد.


کلمات کلیدی: