بهشت
ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٩/۱ 

امروز بين کتابهای قديمی توی کتابخونه رو می گشتم که يک کتاب برای بابا پيدا کنم و براش ببرم تا وقتی توی خونه بيکار نشسته بخونه و حوصله ش سر نره (اين بابای ما هم حسابی بد عادت شد٬ رفت پی کارش!!) که چشمم افتاد به يکی از کتابهای خيلی دوست داشتنی ای که چند وقت پيش خريده بودم و تصميم گرفتم براتون چند جمله ش رو بنويسم. کتاب نوشته های بچه ها درباره بهشت نوشته اريک مارشال. اين کتاب شامل نوشته ها و جمله های کوتاه بچه ها درباره بهشت٬ جهنم٬ جهان آخرت و فرشته ها و قديسن و ... است. دو جلد ديگه هم داره: نوشته های بچه ها درباره خدا و بهترين مامان دنيا. هر سه کتاب هم خيلی ناز و قشنگن. از اون کتابها هم بعدا براتون می نويسم.

کريس: فقط روح شماست که به بهشت ميره. بقيه قسمتهای بدنتون براشون مهم نيست.

تونيا: وقتی شما به بهشت می ريد٬ زندگی سعادتمندانه ای خواهيد داشت. من مطمئن نيستم بدونم سعادتمندانه يعنی چی٬ ولی می دونم بايد چيز خيلی خوبی باشه.

جوليا: من از فکر کردن به بهشت خوشم مياد اما هيچ عجله ای برای رسيدن به اونجا ندارم.

مورگان: ببينم شما فرشته ها می تونيد لباسهای جورواجور بپوشيد يا مجبوريد هميشه با لباس فرشته ها اينور و اونور بريد؟

تيم: بهشت چقدر بالاست؟ چون من بعضی وقتها که به جاهای بلند می رم دماغم خون مياد.

جيسون: اگه به بهشت يا جهنم اعتقاد نداشته باشين آيا اونوقت دست از سرتون بر ميدارن؟

دايانا: شرط می بندم شيطون هيچ وقت نمی گذاره يه آتش نشان وارد جهنم بشه٬ به خاطر اينکه يه آتش نشان می دونه چه جوری اونهمه آتیش رو خاموش کنه.

بث: شما نبايد شيطون رو سرزنش کنين٬ چون اون فقط داره وظيفه اش رو انجام ميده.

آلکس: آدمهای معروف و مشهور زيادی توی بهشت هستن٬ شما می تونين يه عالمه امضا از اونا بگيرين.

پل: چيزی که منو می ترسونه اينه که برای هميشه از هم جدا بشيم. کاش اونها زندگی رو طولانی تر و بهشت رو کوتاه تر می کردند.


کلمات کلیدی: