ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۸/۳٠ 

از دلداريها٬ اميدها و پيام های مثبت همه دوستانم ممنونم. واقعا کمکم کرد.

حال بابا رو به بهبوده. خوشبختانه مشکل فشار خونش حل شده. جای زخمش هم بهتره. هنوز يک هفته ديگه بايد استراحت کنه (البته اگر طاقت بياره!)

روزهای خيلی سختی رو گذرونديم. پر مشغله و پر از فکر و خيال. اما واقعا توی اينجور روزهاست که آدم اطرافيانش رو می شناسه. همه از فاميل و دوست و آشنا و غريبه٬ هر کمکی که از دستشون بر می اومد برای ما و بابا انجام دادن. همه حسابی بهمون لطف داشتن و با محبتهاشون بهمون روحيه و انرژی دادن. کاش من هم به اندازه بابا خوب و محبوب بودم!!

اميدوارم حالا که کمی از مشغله هام کمتر شده٬ بتونم مثل قبل بيشتر سر بزنم و بيشتر بنويسم. اميدوارم روزهای آروم تری رو در پيش داشته باشيم.

خدايا ممنونم.


کلمات کلیدی: