رامونای کوچولو
ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱/٢٩ 

رامونا درواقع اسم شخصیت کوچولو و دوست داشتنی یک مجموعه داستان به همین نامه که خانم بِوِرلی کلیِری (نویسنده آمریکایی) در چند جلد نوشته.

یکی از دوست داشتنی ترین کتابهایی که چندین بار تا حالا خوندم همین مجموعه داستانهای راموناست. رامونا یک دختر کوچولوی شیطونه که با خواهر بزرگترش "بیزوس" یا "بئاتریس" و پدر و مادرش توی یک شهر کوچیک آمریکا زندگی می کنن. دنیای قشنگ رامونا, دغدغه های کوچیک زندگیش و طرز نگاهش به ماجراهایی که براش اتفاق می افته از این داستان معمولی بچه ها یک داستان شاد و خوندنی ساخته که حتی آدم بزرگ ها رو هم جذب می کنه.

راستش یکی دیگه از دلایلی که باعث شده اینهمه رامونا رو دوست داشته باشم اینه که احساس می کنم چقدر کارهاش, فکرهاش و نگرانیهاش شبیه بچگی های خودمه. عجول بودنش , همیشه هیجان زده بودنش, طرز فکرش و خلاصه خیلی از کارهاش شبیه منه. اگه به کسی نگین باید اعتراف کنم که هنوز هم خیلی از کارهام شبیه راموناست. یک موقع هایی که از چندتا مسئله کوچیک که روی هم جمع شده الکی و بی منطق دلخور می شم یاد رامونا و کارهاش می افتم و خودم خنده ام می گیره! یا گاهی وقتا که از چیزهای خیلی خیلی پیش پا افتاده و ساده الکی ذوق می کنم....

ممولم هم همیشه بهم می گه تو همه کارات شبیه راموناست. این اسم رو هم اولین بار اون روم گذاشت.

اینجوری شد که اسم من شد رامونا.

یک روزهم داستان ممول شدن ممول رو براتون می گم.

اما فعلا به هرکس که داستانهای رامونا رو نخونده توصیه می کنم که اونو از دست نده. مخصوصا به مامانهایی که دختر دارند. به نظر من کمکتون می کنه که بهتر دختر کوچولوهاتونو درک کنین.

مجموعه داستانهای رامونا  تا جایی که من می دونم یک مجموعه هشت جلدیه با عنوانهای:

رامونا و بیزوس, رامونای وروجک, رامونا و پدرش, رامونا و مادرش, رامونای شجاع, رامونای هشت ساله, همیشه رامونا و دنیای رامونا

که آقای احمد کسایی پور با قلم روونشون اونها رو ترجمه کردند و انتشارات کیمیا هم چاپشون کرده.

قول می دم از خوندنشون پشیمون نمی شین.

 


کلمات کلیدی: