زبان شيرين فارسی
ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٥/٢٠ 

من از اون آدم هايی نيستم که حتما حتما مقيد باشم که توی حرفهام از کلمات فارسی استفاده کنم. چون نه حافظه و حضور ذهنشو دارم و نه معادل همه کلمات رو به فارسی بلدم. در ضمن معتقدم به کار بردن کلماتی که از يک زبان ديگه وارد زبان فارسی شدند و ديگه جا افتادند و جزيی از زبان خودمون شدند٬نه تنها اشکالی نداره که گاهی بهتر و روان تر از معادل فارسی شون هم هست.اما از اين آدمهايی که الکی و بی هيچ دليلی قاطی حرف زدنشون کلمات خارجی می پرونن هم خيلی بدم مياد. مثلا می خوان بگن ما خيلی با کلاسيم؟! خيلی مطلع و با سواديم؟!

کلمه هايی که فارسی شون سالهاست داره استفاده می شه و هم راحت تره٬ هم دم دست تره و هم روون تر٬ چه اشکالی داره که بعضی ها بيخودی به خودشون انقدر زحمت می دن و معادل انگليسی شو به کار می برند؟

چند وقت پيش که دنبال کار می گشتم٬ رفته بودم يک شرکت تبليغاتی. آقايی که با من مصاحبه می کرد٬ آقايی بود با موهای بلند از پشت بسته شده و ريش (نمی دونم اسم مدلش چيه) کوچولوی زير چونه.

اول که نشستم برام نسکافه آوردن (حالا وسط گرمای تابتستون!!) بعد اون آقای با کلاس اومد و شروع کرد به سوال پرسيدن:

ـ شما با چه سافت ور هايی آشنايی دارين؟

ـ من با برنامه های ... و ... و... و ... کار می کنم.

ـ ترجيح ميدين به صورت پارت تايم کار کنين يا فول تايم؟!

ـ من کار نيمه وقت رو ترجيح می دم.

ـ توی فرم اينفورميشنتون نوشتين؟

ـ توی برگه مشخصاتم؟ بله نوشتم.

ـ می دونين که ما اينجا به خاطر نوع خاص مارکتينگمون مشتريهای زيادی داريم و کارمون هم خيلی زياده. ما از چنل (Channel) های مختلف با ديوايس های ....

ما ترای می کنيم که ...

يه پرابلمی که هست اينه که ...

يارو يک بند انگليسی می پروند و منهم با اصرار معادل فارسی هر کلمه ش رو براش به کار می بردم. (البته بعضی هاش رو هم اصلا نمی دونستم يعنی چی؟!!!)

خلاصه در تمام مدت مصاحبه اصلا حواسم به سوالهای اون و جوابهای خودم نبود. يک بند دقت می کردم ببينم معنی کلمات اون چيه و معادل فارسيش چی می شه و ...

بابا آخه چه اصراری داريم خودمون دستی دستی زبان قشنگ خودمون رو (که در شرايط فعلی تنها چيزيه که برامون باقی مونده) از بين ببريم. با اين کار می خوايم چی رو نشون بديم؟ به نظر من اين غير از بی سليقگی و غربزدگی و عقده ای بودن چيز ديگه ای رو نشون نمی ده. مگه نه؟


کلمات کلیدی: