دودورو دودودو ايران!!
ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۳/۱٩ 

سلام٬ سلام٬ صدتا سلام!

خيلی خيلی به همه تبريک می گم. اميدوارم همه ايرانيها هميشه و همه جا برنده باشن.

ديگه ببينين چی شده که من دارم در مورد فوتبال اظهار نظر می کنم! منی که انقدر از فوتبال بدم مياد و هيچ وقت در موردش هيچ خبری نه دارم٬ نه می گم٬ نه می خونم و نه می شنوم!!!

تنها بازيهای فوتبالی که توی عمرم نگاه کردم بازی ايران و استراليا و ايران و آمريکا بوده٬ همين و بس. تازه هر دوشم ماله دوران مجردی بوده. از بعد از ازدواج با ممول٬ هر موقع اين بيچاره اومد يه فوتبالی اخبار ورزشی ای چيزی نگاه کنه من يه غری زدم!!

می گم آخه حيف نيست وقتی رو که می تونيم با هم باشيم و حرف بزنيم و اختلاط کنيم٬ زل بزنيم به تلويزيون و يه توپ کوچولو رو تو يه زمين گنده با چشامون دنبال کنيم؟!!!

بازی ديروز رو هم تازه بازم نيگا نکردم! يعنی خوب خونه هم نبودم. اما ممول فرصت رو غنيمت دونست و در نبود من يه دلی از عزا در آورد.

اما اصل ماجرا بعد از بازی بود... ديگه خودتون می دونين ديگه! ما حدود ساعت نه مجبور شديم بريم خونه مامان اينها تا يه چيزی رو فوری بهشون بديم. تو دلمون گفتيم خوب چه اشکالی داره٬ ما که ماشين داريم!!! يه سوته می ريم و ميايم.

اما نشون به اون نشون که از ساعت ۵/۹ تا ۱۱ فقط داشتيم يه مسير شايد ۵۰۰ متری رو جلو می رفتيم (يا بهتره بگم جلو نمی رفتيم!!!)

اما جالب بود. همه خوشحال بودن. همه يه دفعه وطن پرست شده بودن!! همه با هم دوست شده بودن !!

خلاصه که باز هم تبريک. تبريک. تبريک.

راستی يه چيزی: قاليباف هم اين وسط کلی حال کرد. اون عکس ها و پوستر های فوتبالی ای که به در و ديوار زده حالا مصداق پيدا کرد!


کلمات کلیدی: