سالی که گذشت٬ سالی که در راه است
ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٢٩ 

آخرین ساعتهای سال هم داره می گذره. به زودی یک سال جدید با یک عالمه اتفاق جدید از راه می رسه. کاش همگی از سالی که گذروندیم راضی باشیم٬ از خودمون و از کارهایی که کردیم. کاش آرزوهایی که سال قبل سر سفره هفت سین داشتیم برآورده شده باشن و سال بعد هم با روزها و اتفاقاتی بهتر از سالهای قبل در انتظارمون باشه.

امسال آخرین عیدیه که خانواده من و ممول٬ دو نفره ست. امسال آخرین سالی بود که ما فقط دو نفر بودیم. هر چیزی که می خواستیم٬ هر کاری که می کردیم٬ هرجا که می رفتیم٬ فقط مال خودمون بودیم. از چند ماه دیگه زندگی یک موجود دیگه٬ یک نفر دیگه هم به ما وابسته. ما مسئول فرزندمون هستیم. مطمئنا اولین چیزی که امسال موقع تحویل سال از خدا می خوام٬ اینه که لیاقت و توانایی قبول این مسئولیت بزرگ رو بهمون بده.

سال ۸۵ رو چطور گذروندین؟ از کارهایی که کردین راضی بودین؟چند تا از آرزوهاتون برآورده شد؟ به چند تا از برنامه ها و هدفهای امسالتون رسیدین؟ اگر زمان برمی گشت عقب و امسال دوباره تکرار می شد٬ شما بازهم همین کارها رو می کردین؟

ما یک سال پر از اتفاق رو گذروندیم. اتفاقهایی که هم خوب بودن و هم بد. البته از حق نگذریم٬ بیشترشون خوب بودن یا به خوبی تموم شدن. اول از همه مامان خانومی و آقای پدر با برادر بزرگه٬ رفتن مکه. بعد تولد پارسا بود. بعد مامان برزگ عزیزم از پیشمون رفت. بعدش دو تا عمل جراحی داشتیم (که خوشبختانه هر دو به خیر گذشتن) بعد یک سفر مکه دیگه٬ بعد یک حاملگی! و سفر آلمان ممول رو داشتیم. دو تا خونه فروختن و خونه خریدن داشتیم با مقداری بنایی٬ به همراه نون اضافه. و در آخر هم گل سر سبد تمام اتفاقات سال قبل: یک شخص محترمی مقدار متنابهی از پولهای پدر گرامی رو خوردند و یک لیوان آب هم روش. به عنوان حسن ختام سال ۸۵! همونجوری که می بینین٬ ما (من و خانواده م) سال کسل کننده و یکنواختی رو پشت سر گذاشتیم! اما خدا رو شکر که همگی سالمیم و هنوز همدیگه رو داریم.

امیدوارم سال بعد هم برای همه مون یک سال پر از اتفاقهای خوب و پر از شادی باشه.

عید همگی مبارک. تعطیلات خوش بگذره.


کلمات کلیدی: